|
خداوندا به درگاه خویش پذیرایم باش و دستهای خسته ام را که تا بیکران عجز به سویت بر آمده به خود فرا خوان . خداوندا من و قلب مالامال از تیرگی ام را در تیررس نگاه خویش صفا ببخش و گناهانم را که چو رودی روان به سوی سلوک سیاهی گام بر می دارد را به دریای بی پایان مهرورزی خویش بخوان . خداوندا از تو عاجزانه خواستم تا یاری ام رسانی و توان رفتن را از پاهایم حتی لحظه ای سلب نکنی . خداوندا خوب می دانم که لبریز معصیت و ذنب و گناهم اما چه کنم ، جز درگاه تو هیچ صومعه ای نیست تا در آن آرام گیرم ، هیچ کشیشی نیست تا برو اعتراف کنم ، جز تو هیچ پناه و امیدی ندارم و جز در اندیشه مهربانی تو هیچ مهری را مهر نپندارم . خداوندا تو می دانی که آن چنان غرق نیازم که هرچه از آن باز گویم باز در اول وصف این نمازم. خداوندا مرا به آغوش لطف و عنایت خویش فراخوان و تهی دستی مرا نادیده بگیر و آن چنان دست مرا بگیر که خورشید گرما و نور را از من وام بگیرد و نگاه آلوده و درمانده ام به امید این سربلندی آرام بگیرد . آری خدای مهربانم جز گفتن حرفهایم به تو بر کس دیگر سخن نگویم .به راستی که با تو درد و دل کردن ، چه آسان است زین جهت که تو از هر وجود و جسم دیگری به آدم نزدیکتری ، لیک افسوس که شیطان هم لانه در همین نزدیکی ها گوشه ای در قلب درمانده و آزرده ی من ، گوشه ای از کلبه خرابه ی دل من دارد ...
به شرافت و پاکی دریای اشک ، به راز سر به مهر تیرگی ها ی پر رنج، به خون ریخته شده در کربلا سوگند ، به ماه و آسمان به ارض و فلک، به روشنایی سوگند ، به عطر گل های لاله و مریم خفته در خاک سوگند ،به آه جانسوز مادرانه سوگند ،به ژاله های روان روی گونه ها ،به زخمی ترین زخم از خنجر نامردها ،به بهترین کلام ها سوگند ، به بهار دلها و عطر شکوفه ها ،به سرخی رزها و به گرمی دست های گره خورده سوگند ، به صداقت چشم های پر از پرسش ، به ناله های شب زنده داران ، به ذاکران و زائران حسین سوگند ، به روزهای عزیز و شب های زیبای احیا سوگند ، به بهار دل ها قرآن مبین و کلام خدا سوگند ، به سحاب و سما و ستاره سوگند ، به هرآنچه نعمت است نازل به زمین سوگند ، به فرجه فرجه ی لحظات سخت و عذاب آور ، به حادثه های تلخ زمان سوگند ، به آبروی آبروداران و به حق مظلومین ، به خون پاک شهدا ،این لاله های بی همتا ، به خاکریز ها و سنگرهایشان سوگند ، به وجود سرتا پا صفا و به صمیمیت و الفت و صداقت ، به شمس عدالت و به سخا سوگند ، به شهامت شیردلانی که دل دریا را با هم دلی می شکافند ، به عظمت خدای ابر و باران و مه و دریا سوگند ، به استقامت به مهر و محبت و عشق و انتظار سوگند ، به خون های نا حق ریخته شده به جفایی که به جان عالمی عرضه شده سوگند که آن دادرس و دادگر خواهد آمد... زهرا سلیم
خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران که تو را آفرید. از تو در شگفت هم نمی توانم بود که دیدن بزرگی ات را ، چشم کوچک من بسنده نیست . مور، چه می داند که بر دیواره ی اهرام می گذرد ،یا بر خشتی خام تو ،آن بلند ترین هرمی که فرعون تخیل می تواند ساخت و من ،آن کوچک ترین مور، که بلندای تو را در چشم نمی تواند داشت . پیش از تو ،هیچ اقیانوس را نمی شناختم که عمود بر زمین بایستد .... پیش از تو ،هیچ خدایی را ندیده بودم که پای افزاری وصله دار به پا کند ، و مشکی کهنه بر دوش کشد و بردگان را برادر باشد . آه ای خدای نیمه شب های کوفه ی تنگ ای روشن خدا در شب های پیوسته ی تاریخ ای روح لیله القدر ، حتی اذا مطلع الفجر چگونه شمشیری زهر آگین پیشانی بلند تو – این کتاب خداوند را – از هم میگشاید چگونه می توان به شمشیری دریایی را شکافت ؟ هنگام که به همراه آفتاب به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی و صولت حیدری را دست مایه ی شادی کودکانه شان کردی و بر آن شانه که پیامبر پای ننهاد ،کودکان را نشاندی و از آن دهان که هرای شیر می خروشید ،کلمات کودکانه تراوید آیا تاریخ ، به تحیر ، بر در سرای ، خشک و لرزان نمانده بود ؟ کدام وام دار ترید ؟ دین به تو ،یا تو بدان؟ هیچ دینی نیست که وام دار تو نیست . دری که به باغ بینش ما گشوده ای هزار بار خیبری تر است مرحبا به بازوان اندیشه و کردار تو تو را در کدام نقطه باید به پایان برد ؟ الله اکبر آیا خدا نیز در تو به شگفتی در نمی نگرد ؟ فتبارک الله ، تبارک الله تبارک الله احسن الخالقین خجسته باد نام خداوند که نیکوترین آفریدگاران است و نام تو که نیکو ترین آفریدگانی . عیدتون مبارک
|
درباره وبلاگ![]()
به شانه ام زدی که تنهایی ام را تکانده باشی
دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 پیوندها
یه بابایی بلا با کلی نوه های طلا |